راد دُخت

کانون عفاف و حجاب

راد دُخت

کانون عفاف و حجاب

حجاب برای زنان از ضروریات دین اسلام است. واجب بودن حجاب از نظر قرآن، سیره و سنت پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) و نیز به حکم عقل و اجماع رأی فقها و علمای اسلام امری ثابت است. واژه حجاب7 بار در قرآن کریم آمده است و معنای کلمه در این هفت مورد چیزی است که از هر جهت مانع دیده شدن چیز دیگری شود. در قرآن، حدود 4 آیه به واجب بودن حجاب دلالت دارد اما در مورد حفظ عفت و پاسداری از حریم آن، بیش از 10 آیه در قرآن وجود دارد.
منبع(کتاب پرنیان - نوشته محمد رضاخانی - ناشر موسسه عماد)

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فاطمیه» ثبت شده است

نامت گل، نشانت گل آذین، یادت گلاب و غروبت گلگون! آن گلی که بهشت با عطر گلبرگ های آن از هوش می رود؛ گلی با هیجده گلبرگ بی مثال، با هیجده بهار لایزال.

خوشا به حال هیجده بهاری که با تو شکفتند. هیجده تابستانی که به بار نشستند؛ هیجده خزانی که بر باد رفتند و هیجده زمستانی که کفن پوشیدند.... کوه ها حجم عقده های کبود توست و دریاها چکیده اشک های غریب تو. از آن روز که فدک به نام تو شد، فلک قافیه ای در خور یافت و از آن دم که آب مهریه تو شد، سفینه اهل بیت به جریان افتاد. بیت الاحزان تو، پیشگوی کربلا بود و گریه های دردناکت پیش درآمد نینوا...

مادر پهلو شکسته، دل های شکسته را دریاب.


منبع:

www.yazahra.net

کارگروه عفاف و حجاب
۲۷ اسفند ۹۳ ، ۱۹:۲۵ ۱ نظر

چقدر زندگی در مدینه برایش دشوار شده بود. زهرا در مدینه باشد بی سایبان سایه گستر پدر؟ زهرا در مدینه باشد بدون حضور پیامبر(ص) و صدای دلنشین و روح نوازش که به او بگوید: فداها ابوها، ام ابیها. پدر به فدایت، مادر پدر؟ فاطمه در مدینه باشد در حالی که بر منبر و در محراب رسول خدا(ص)، نااهلان و فتنه‌گران تکیه زنند و بنشینند؟ زهرا زنده باشد و حتی صدای اذان موذن پدر، بلال، هنگام نماز در شهر نپیچد که اشهد ان محمد رسول الله؟

خدایا به زهرا چه گذشت پس از پیامبر؟ چه رنج‌ها و بلاها و مصیبت‌هایی کشید و دم بر نیاورد؟ چه خبرهای جانسوزی که شنید و در خود ریخت و فریاد نکشید. اما این خبر تازه، فوران انبوه اندوه‌های او بود.

به زهرا خبر رسید فدک از او گرفته‌اند؛ زخمی تازه، بر زخم‌هایش نشست. فاطمه تازه داغ جانسوز پدر دیده بود؛ تازه در ِ خانه‌اش را آتش زده بودند و پهلویش را شکسته بودند، تازه لبخند کودکش که هرگز فرصت تولد نیافت، پشت در، پرپر شده بود؛ تازه همسرش را دست بسته و کشان‌کشان، برای بیعت به مسجد برده بودند، تازه…. و حالا فدکش را، تنها یادگار و هدیه‌ی پدر را، از او می‌گرفتند.

فاطمه دیگر نمی‌توانست ساکت بماند. نمی‌توانست درخانه بماند. نمی توانست این همه ظلم و ستم و بیداد را ببیند و دم نزند. دیگر تاب نداشت علی را خانه‌نشین ببیند. ذوالفقار آویخته به دیوار گویی روی قلبش میخ شده بود درست مثل میخی که ناجوانمردانه به پهلویش فرو رفت. از این بود که با آن تن زخمی، با آن جسم داغدیده، با آن حالت مصیبت‌کشیده، با چشم گریان، با قد خمیده، با بغض خفته در گلو، اما با وقار، با صلابت، با عزت و عظمتی که شایسته و بایسته‌ی ریحانه‌ی رسول خدا(ص) بود، آماده شد تا به مسجد برود:

لاثَت خِمارَها عَلی رَأسِها؛

روسری‌‌اش را روی سرش طوری پیچید که سر و سینه و گردنش را کاملاً بپوشاند.

وَ اشْتَمَلَتْ بِجِلْبا بِها؛

و چادر بلندش را آن گونه بر سرافکند که تمام بدنش را بپوشاند.

وَ أَقْبَلَْت فی لُمَّهٍ مِنْ حَفَدَتِها وَ نِساءِ قَومِها؛

و همراه با زنانی از یاران و خویشاوندانش، به سوی مسجد حرکت کرد. زنان گرداگردش حلقه زده بودند و از گوهر گران‌بهای جسم و جانش در مقابل نگاه نامحرمان، محافظت می‌نمودند.

تَطأُ ذُیولَها؛

چادرش آن‌قدر بلند بود که روی زمین کشیده می شد و گاه، پای زهرا بر روی پایین چادر قرار می‌گرفت.

شاید هم شتاب در حرکت، برای این که سریع‌تر خود را به مسجد برساند تا از حق دفاع کند موجب این ‌شده بود.اما این شتاب باعث نمی‌شد که از وقار و شکوه او حتی ذره‌ای کاسته شود.

ما تَخرِمُ مِشْیَتُها مِشیَهَ رَسُولُ‏ اللَّه صلى اللَّه علیه و آله؛

درست مثل پدرش رسول خدا(ص) با وقار و با عظمت و متانت، گام برمی‌داشت و راه می‌رفت. شکوه راه رفتنش، رسول خدا(ص) را تداعی می کرد و پیامبرانه گام بر می‌داشت.

کارگروه عفاف و حجاب
۱۲ فروردين ۹۳ ، ۱۹:۱۵ ۰ نظر

امروز از سیمای یاس ها و نسترن های بهاری، نکهت غم می خیزد. امروز شقایق های دشت بی قراری، سیاهپوش زهرای آل یاسینند و از سمت آبی دلدادگی، سحاب حزن و توفان حسرت به آسمان احساس سرخ شیعه رسیده و بارش اشک و تراوش زمزم عشق و ریزش آبشار حرمان و رویش غنچه های درد و داغ، منظر بهار غمند و عندلیب عاطفه را به نغمه ی فرقت فرامی خوانند.

یا فاطمه، یا سیدتنا و مولاتنا!

ادرکنا!

امروز صبای سوزدل ها حزین و خرامان به سوی مدینه وزید و عطر یاسمن های اندوه در کوچه های ارادت پیچید. سلام عاشقان بر غریب مدینه. امروز تمام راه های آسمان را به سوی مدینه گشوده اند و راهیان سبز سلوک به تنهایی مزار یار می اندیشند. آنگاه که شمشاد شیدای ولایت را شبانه به معراج مهر بردند، چشمه ی اشتیاق خشکید و ماه امید، هجرت کرد. چه شباهنگام دلتنگی بود و چه سپیده ی سیاهی! تمام خورشیدهای شعف، یکباره با غروب آشنا شدند. سیمای سپید زهره ی منظومه ی ولایت به سرخی گرایید. 

raddokht-03

فاطمه، معیار فضایل بود و اسوه ی سرآمدان عصمت و میزان محسنین. در فناکده ی خاک، افول کرد و در بقاسرای عرش، طلوع و تابندگی نمود. هنوز آوای شیوایش در گوش دل ها باقی است که همگان را به پارسایی و پایداری در ولایت علوی می خواند و خود،عامل نخست آن بود. آیین محمد (ص) از استقامت سرخ زهرا آوازه یافت و امت از مرام زیبایش، مجد. فردای شیعه از دیروز شعله ناک آلاله ی شهید نبی، به روشنایی رسید و سوز سینه ی آسمانی اش، اقتدار و صبر حسین و سطوت و صلابت حسن را به ارمغان آورد.

السلام علیک یا فاطمة الزهرا یا بنت رسول الله!

منبع:

leader.ir



کارگروه عفاف و حجاب
۱۰ فروردين ۹۲ ، ۰۰:۱۵ ۰ نظر