راد دُخت

کانون عفاف و حجاب

راد دُخت

کانون عفاف و حجاب

حجاب برای زنان از ضروریات دین اسلام است. واجب بودن حجاب از نظر قرآن، سیره و سنت پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) و نیز به حکم عقل و اجماع رأی فقها و علمای اسلام امری ثابت است. واژه حجاب7 بار در قرآن کریم آمده است و معنای کلمه در این هفت مورد چیزی است که از هر جهت مانع دیده شدن چیز دیگری شود. در قرآن، حدود 4 آیه به واجب بودن حجاب دلالت دارد اما در مورد حفظ عفت و پاسداری از حریم آن، بیش از 10 آیه در قرآن وجود دارد.
منبع(کتاب پرنیان - نوشته محمد رضاخانی - ناشر موسسه عماد)

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «داستانک» ثبت شده است

radokht-23

بهش گفتمː «تو خیلی خوبی, بیا حجاب رو هم به خوبی های دیگه ات اضافه کن...»

گفت: «من حجابم کامله، فقط یه کم از موهام بیرونه، نه آرایش می کنم، نه لاک می زنم، نه صندل می پوشم...»

سال بعد وقتی او را دیدم هم لاک زده بود، هم آرایش داشت و فقط یک کم از موهایش زیر روسری بود.


«کسی که زیبایی اندیشه پیدا کرده زیبایی تن را به نمایش نمی گذارد.»
کارگروه عفاف و حجاب
۰۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۹:۰۶ ۰ نظر

دانه‌های مروارید را که لای موهایش کار گذاشتند، توی آینه خودش را برانداز کرد. مرواریدها به طرح لباس و تور بالای سرش خیلی می‌آمد.

ذوق عجیبی همه‌ی وجودش را پر کرده بود. آرایشگر گفت: «عروس خانوم! دیگه کارت تموم شده. آقا داماد هم که بالا، دم در منتظره. ایشالا خوشبخت شی.»

بلند شد.

می‌دانست مرد زندگی‌اش از معطلی خیلی خوشش نمی‌آید.

به خواهرش گفت: «چادرم کو؟»

و خواهرش چادر سفیدی را سرش انداخت.

دست گرفت به چادر و دور صورتش، به آرامی لبه‌های چادر را مرتب کرد.

آرایشگر گفت: «خیلی خب دیگه! موهاتو خراب کردی که دختر! یه ذره شل‌تر بگیر. وقتی می‌گم شنل کرایه کن، برای همینه دیگه…»

رو کرد به آرایشگر و گفت: «من نگرانِ مهمتر از موهامم. موهام خراب بشه بهتر ازینه که یه عمر زندگی و آخرتم خراب بشه…»

منبع: چارقد

نویسنده: سیده زهرا برقعی

کارگروه عفاف و حجاب
۱۹ بهمن ۹۲ ، ۱۱:۴۵ ۰ نظر

عکس‌های قدیمی مادرش را ریخته‌بود سر میز تا سروسامانش بدهد.

یک آلبوم بامزه هم برایش خریده‌بود. داشت یکی‌یکی عکسها را مرتب می‌کرد که متوجه نکته‌ی جالبی شد.

توی این عکسها یه حس خوبی وجود داشت که توی عکس‌های جدید به‌قول معروف؛ دیجیتالی وجود نداشت. خانم‌ها که روسری‌های یک‌رنگ و ساده‌ای داشتند، لباس مردها هم که مدل معمولی و پیش‌پاافتاده‌ای بود. فضاها هم که ویژگی بخصوصی نداشتند. پس رمزش چی بود که اینقدر توی این عکسها روح زندگی وجود داشت؟

دقت کرد. دید که عکسهای امروزی، چیدمانی از فضاهای دستکاری شده و فانتزی است با لباسهایی که می‌پوشیم تا قشنگتر توی عکسها جلوه کنیم.

دیگر چهره‌ها دیده نمی‌شود. آرایش‌ها، مدل موها و مدل لباسها توی عکس، حرف اول را می‌زنند. اما توی عکسهای قدیمی، روسری‌های تک‌رنگ با آن فرم تکراری که اغلب اوقات روی سر می‌بستند، و لباسهای ساده و بی‌زرق و برق…همینها بود که روح زندگی را توی عکسها ماندگار کرده‌بود.

سادگی حجاب‌شان بود که حرف اول را می‌زد.

منبع: چارقد

نویسنده: سیده زهرا برقعی

کارگروه عفاف و حجاب
۰۵ بهمن ۹۲ ، ۱۱:۴۱ ۰ نظر

نمازش که تمام شد چادر را تا کرد و گذاشت در سجاده. موهایش را پریشان کرد و سرخاب و سفیدابی کرد و وارد مجلس مهمانی شد. فرشته سمت چپ لبخند تلخی زد و به فرشته سمت راست گفتː «انگار فقط خدا نا محرمه!...»

کارگروه عفاف و حجاب
۲۷ دی ۹۲ ، ۰۸:۳۶ ۰ نظر

می گفتː «حالا که جوونم دلم می خواد جوونی کنم. خوش باشم. از همه خوشگلتر باشم. همه فقط به من نگاه کنن. دلم نمی خواد مثل مادر بزرگ ها یه چادر چاقچور بکشم سرم و بچپَم تو خونه. اون وقت هیچ کس سراغم نمیاد. خوب وقتی یه کم سنم رفت بالا, به چهل پنجاه رسیدم یه سفر می رم مکه و بعدش توبه می کنم. نماز می خونم. روسری سر می کنم. حالا کو تا اون موقع! خیلی وقت دارم...»

بنده خدا نمی دونست مهلت زنده بودنش خیلی محدوده. بعد از تصادف حتی فرصت استغفار هم پیدا نکرد.

کارگروه عفاف و حجاب
۱۶ دی ۹۲ ، ۰۸:۲۳ ۰ نظر