راد دُخت

کانون عفاف و حجاب

راد دُخت

کانون عفاف و حجاب

حجاب برای زنان از ضروریات دین اسلام است. واجب بودن حجاب از نظر قرآن، سیره و سنت پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) و نیز به حکم عقل و اجماع رأی فقها و علمای اسلام امری ثابت است. واژه حجاب7 بار در قرآن کریم آمده است و معنای کلمه در این هفت مورد چیزی است که از هر جهت مانع دیده شدن چیز دیگری شود. در قرآن، حدود 4 آیه به واجب بودن حجاب دلالت دارد اما در مورد حفظ عفت و پاسداری از حریم آن، بیش از 10 آیه در قرآن وجود دارد.
منبع(کتاب پرنیان - نوشته محمد رضاخانی - ناشر موسسه عماد)

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خاطره» ثبت شده است

«از لاک جیغ تا خدا» عنوان مستندی است که از شبکه دو سیما پخش می شود. این مجموعه ی 23 قسمتی، درباره بانوانی است که قبلا حجاب را رعایت نمی کردند اما حالا محجبه اند. بعضی از این بانوان بیش از پنج سال و بعضی دیگر چند ماه است که محجبه شده اند.

متین سادات هشت ساله! (دانلود)

راحله پنج ساله! (دانلود)

ثمین ده ماهه! (دانلود)
کارگروه عفاف و حجاب
۰۸ خرداد ۹۴ ، ۱۴:۴۳ ۲ نظر

زهرا گونزالس بانوی مسلمان و نو شیعه‏ ی آمریکایی که چند سالی است به کشورمان مهاجرت کرده است، در حاشیه جشنواره دختران آفتاب، برایمان از وضعیت دشوار زنان و بانوان مسلمان و محجبه در آمریکا و جوامع غربی حکایاتی تعریف کرد.

در طول این مصاحبه، چند باری لرزه بر اندامم افتاد و هوای دل و دیده ‏ام را ابری کرد؛ نه به خاطر اینکه او چه سختی‏هایی کشیده است، بلکه به این دلیل که اینگونه زنان مسلمان در غرب، برای حفظ حجاب خود از جان مایه می ‏گذارند؛ اما درعوض در ایران و برخی کشورهای اسلامی که همه در انتخاب حجاب آزادند و کرامت زن مسلمان محفوظ است، متأسفانه برخی از دختران و زنان‏مان حرمت پوشش اسلامی را پاس نمی‏دارند!

raddokht78

کارگروه عفاف و حجاب
۱۶ مهر ۹۳ ، ۱۹:۰۰ ۰ نظر

شش ماه پس از ادای شهادتین، با اولین رمضان مواجه شدم. من پیش از آن هم به موضوع حجاب فکر کرده بودم اما تا قبل از آنکه به این مرحله وارد شوم، شروع به پوشیدن لباسهای موقر کرده بودم و معمولاً یک روسری که شانه هایم را می پوشاند، داشتم. وقتی با یک خواهر مسلمان آشنا شدم، او گفت: «تنها کاری که باید انجام دهی جابجا کردن این روسری از روی شانه هایت به روی سرت است، آنگاه دارای پوشش کامل اسلامی می شوی» در ابتدا فکر می کردم که آمادگی پوشیدن حجاب را ندارم زیرا احساس می کردم که به اندازه ی کافی با ایمان نیستم. دلایل حجاب را می دانستم، با آن موافق هم بودم و زنانی را که موفق به پوشیدن حجاب شده بودند، تحسین می کردم. آنها خیلی پارسا و نجیب به نظر می رسیدند. اما می دانستم که اگر حجاب داشته باشم، مردم دائماً از من سوالات زیادی خواهند کرد و من در خود آمادگی کافی برای مواجه شدن با آن سوالات را نمی دیدم.

raddokht-55

با فرارسیدن ماه رمضان همه چیز تغییر کرد، در اولین روز ماه رمضان، از خواب برخاستم و با حجاب در کلاس حاضر شدم. الحمدلله، از آن روز تا امروز هیچگاه حجابم را کنار نگذاشته ام. چیزی در ماه رمضان بود که سبب می شد تا از مسلمان بودنم احساس قدرت و غرور داشته باشم. حالا دیگر آمادگی پاسخ دادن به سوالات همه را داشتم.


به نقل از کتاب: 

دختران راهی دیگر-کارول اِل آنو ِی

کارگروه عفاف و حجاب
۱۰ تیر ۹۳ ، ۱۴:۱۶ ۱ نظر

از او تعریف های زیادی شنیده بودم. همه می گفتند دختر بسیار باهوش و درایتی است و از حجاب و ایمانش تعریف می کردند. شهیده مریم فرهانیان همیشه در تکاپو بود؛ اما از حجابش یک لحظه غافل نمی شد!

raddokht-51

خیلی مرتب و منظم بود. همیشه مقنعه و مانتویش را که می شست، طوری روی طناب می کشید که حتی یک چروک هم روی آن نماند. بعد هم که خشک می شد، زیر متکا و تشک پهن می کرد تا صاف صاف شود. در آن معرکه خاک و خون و آتش که آب و برق هم نداشتیم، این همه تقید به نظم و آراستگی، واقعا حیرت آور بود!

همیشه می گفت: «اگر ما مرتب و آراسته باشیم و رعایت کامل بهداشت را بکنیم، هم در سلامتی و هم در روحیه مجروحان اثر مثبت دارد.»

همیشه لباس هایش را منظم می کرد. در آن اوضاع واقعا تعجب می کردم، می گفتم: «در این شرایط دست بردار! چه حوصله ای داری؟! اما او می گفت: «باید با سر و ریخت شلخته برویم که یک وقت خدای ناکرده بگویند بچه مذهبی ها نامرتب هستند؟!»


منبع:

یادمان شهید زن، شماره 27، بهمن ماه 1386، ص 45 و 46 در قامت یک دوست، گفت و شنود شاهد یاران با فاطمه جوشی
کارگروه عفاف و حجاب
۰۳ خرداد ۹۳ ، ۱۵:۳۷ ۰ نظر

از اونجا که یادم میاد پدرم در بچگی یادم داد مسجد رفتن را...

کم کم بزرگ شدم و تشخیصم بهتر شد، لغزشها را نشونم داد که بدونم چطوری برخورد کنم تا مرتکب خلافی نشم.

13 سالم بود که توی مسجد نشسته بودم. خیلی خسته بودم، آخه تازه از مدرسه اومده بودم حرفهای حاج آقا هم دلنشین بود، حرف از حجاب بود.

حرفی زد که منقلبم کرد، گفت: حجاب دل مهمترین چیز است ولی در کنارش حجاب ظاهر کامل کننده آن است.

اون شب خیلی فکر کردم تا تصمیم گرفتم چادر سر کنم و این بزرگترین تصمیم زندگی من بود.

raddokht-21

چی شد چادری شدم- عالیا نراقی عراقی

کارگروه عفاف و حجاب
۲۴ آبان ۹۲ ، ۲۳:۱۸ ۱ نظر