راد دُخت

کانون عفاف و حجاب

راد دُخت

کانون عفاف و حجاب

حجاب برای زنان از ضروریات دین اسلام است. واجب بودن حجاب از نظر قرآن، سیره و سنت پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) و نیز به حکم عقل و اجماع رأی فقها و علمای اسلام امری ثابت است. واژه حجاب7 بار در قرآن کریم آمده است و معنای کلمه در این هفت مورد چیزی است که از هر جهت مانع دیده شدن چیز دیگری شود. در قرآن، حدود 4 آیه به واجب بودن حجاب دلالت دارد اما در مورد حفظ عفت و پاسداری از حریم آن، بیش از 10 آیه در قرآن وجود دارد.
منبع(کتاب پرنیان - نوشته محمد رضاخانی - ناشر موسسه عماد)

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب

۳۰ مطلب با موضوع «مناسبت» ثبت شده است

بی‌ گمان برگزاری مراسم عزاداری امام حسین(ع) یکی از شعائر بزرگ شیعیان محسوب می ‌شود که در طول تاریخ توانسته ارزش ‌های مکتب تشیع را حفظ کند و از نسلی به نسل دیگر منتقل نماید. امام حسین(ع) همان‌طور که در روایت وارد شده است، عامل بقای حقیقت اسلام است، و به تعبیری که نقل شده است: «حسین منی و انا من حسین» در تفسیر این عبارت گفته شده است که حسین (ع) فرزند نبی خاتم "نوه بزرگوار آن حضرت است" و رسول اکرم (ص) اگر فرمودند «و انا من حسین» از این باب بوده که مکتب اهل بیت(ع) که حقیقت اسلام بوده و اسلام حقیقی در آن تجلی دارد، توسط امام حسین(ع) باقی می ‌ماند. بقای این مکتب به همین مجالس و عزاداری‌ها و توجه به امام حسین(ع) بوده و هست. در کنار اهمیت برگزاری این مجالس که در واقع فرصتی است برای آشنایی بیشتر با مکتب امام حسین(ع) و حقائق دین به شکل عمومی و مسائل مربوط به امامت به صورت خاص، باید توجه داشت که مسائل فرهنگی جانبی این ‌گونه مجالس باید به گونه ‌ای باشد که با ارزش‌ها و آرمان‌های سیدالشهداء(ع) سازگار باشد و با معیارها و موازین اسلامی هیچ گونه تنافی نداشته باشد.

کارگروه عفاف و حجاب
۲۶ مهر ۹۴ ، ۱۹:۴۶ ۰ نظر

نامت گل، نشانت گل آذین، یادت گلاب و غروبت گلگون! آن گلی که بهشت با عطر گلبرگ های آن از هوش می رود؛ گلی با هیجده گلبرگ بی مثال، با هیجده بهار لایزال.

خوشا به حال هیجده بهاری که با تو شکفتند. هیجده تابستانی که به بار نشستند؛ هیجده خزانی که بر باد رفتند و هیجده زمستانی که کفن پوشیدند.... کوه ها حجم عقده های کبود توست و دریاها چکیده اشک های غریب تو. از آن روز که فدک به نام تو شد، فلک قافیه ای در خور یافت و از آن دم که آب مهریه تو شد، سفینه اهل بیت به جریان افتاد. بیت الاحزان تو، پیشگوی کربلا بود و گریه های دردناکت پیش درآمد نینوا...

مادر پهلو شکسته، دل های شکسته را دریاب.


منبع:

www.yazahra.net

کارگروه عفاف و حجاب
۲۷ اسفند ۹۳ ، ۱۹:۲۵ ۱ نظر

ح س ی ن

در میان برگریزان و نسیمِ پاییزی...

لبریز می کنی،

شهرِ دلم را،

ز عطر و بویِ نامِ دل انگیزی ...


منبع:
2ranj.blog.ir

کارگروه عفاف و حجاب
۰۱ آبان ۹۳ ، ۱۹:۳۴ ۰ نظر

raddokht77

بهشت از رایحه ای دلنوار، سرمست می شود.

جشنی برپاست از انبوه فرشتگان و کائنات.

بر منبری از نور و روشنایی، جبرئیل خطبه می خواند برای علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام و زندگی آغاز می شود.

طوبی، دل انگیزترین نغمه اش را شاباش می فرستد.

صدایی می شکوفاند جان ها را و شاید خداست که برای این عروس و داماد پیام تبریک و تهنیت می فرستد.

زمین:

خانه وحی، مهبط فرشتگان است.

مدینه، شادیِ این دقایق مقدس را پشت در خانه، به وجد آمده است.

از میان تمام مردان عرب، تنها مدال همسری فاطمه، گردن آویز علی می شود.

راز عشقی بزرگ.

مَرَجَ الْبَحْرَیْنَ یَلْتَقیان.

دو دریا به هم می پیوندند در قداستی بی نظیر.

دو دریای علم و حلم، علی و فاطمه، تا جهان به خنکای وجودشان به ساحل آرامش برسد.

و آب که چه زیبا مهر فاطمه را به دل دارد و خاک که راز بزرگی علی را به دوش می کشد.

و عشق که از تلاقی این دو متولد می شود؛ آب و خاک،

دین از این پس، آسوده خواهد بود در سایه سار محبت و مهربانی این عروس و داماد.

«وَ لَهُ الجَوارِ المُنْشَئاتُ فِی البَحْرِ کَالاَعْلام؛ و از آن دو دریا، دو گوهر هستی پدید می آید؛ حسن و حسین، سید جوانان اهل بهشت».

و حقیقت ادامه می یابد در گرو پیوند علی و فاطمه؛

زیر یک سقف، پای سفره ای ساده، از پیوند دو نور، تا یازده ستاره روشن

و تاریخ عشق، از همین جا آغاز می شود.


منبع:

www.yazahra.net

کارگروه عفاف و حجاب
۰۳ مهر ۹۳ ، ۲۲:۳۷ ۰ نظر

raddokht75

حجم غصه‌ام از همه وجودم بزرگ‌تر بود. هرلحظه فکر می‌کردم چیزی نمانده است که از اندوه جمع‌شده در گلویم، خفه شوم. نمی‌دانستم چه‌کسی می‌تواند بنشیند و سر صبر به حرف‌هایم و به قصه پُرغصۀ زندگی‌ام گوش کند؟ حتی دلم هم نمی‌آمد غصه‌های تلنبارشده در دلم را برای نزدیک‌ترین کسانم بازگو کنم، چون حتم داشتم آن‌ها هم، این حجم اندوه را برنمی‌تابند.

سخت است که عزیزت، بخشی از قلبت در کنارت باشد و تو و تنها تو بدانی که او چند صباحی بیش، مهمان شما نیست و به‌زودی پر خواهد کشید. سخت است که تو حتی نتوانی این راز را با خودت در خفا بگویی و حداقل خودت را سبک کنی.

به دنبال پناهگاه می‌گشتم. پناهی که بی‌هیچ واهمه‌ای بتوانم ساعت‌ها با او حرف بزنم و گریه کنم تا بلکه اشک‌هایم کمی از غصه‌های روی دلم را بشوید.

خوشحالم از آن‌جایی که من زندگی می‌کنم تا رسیدن به دامان امن تو، چند دقیقه‌ای بیش‌تر فاصله نیست. فقط به مادرم می‌گویم اگر دیر آمدم نگران نباشید.

به‌سوی تو می‌آیم، یاضامن آهو!

می‌آیم تا شاید ضمانت کنی و از خداوند بخواهی نظری هم به ما بیفکند. خودم را به ایوان طلا که می‌رسانم هنوز حرف‌هایم را نزده‌ام، که سبک می‌شوم. صداهای زیادی را از دور و نزدیک می‌شنوم که گریه می‌کنند و هریک از آن‌ها، از تو آقا، از تو که پناه دل‌های شکسته‌ای، چیزی می‌خواهند. راستش خجالت می‌کشم در کنار این‌همه دل‌شکسته در جوارت اظهار وجود کنم و بگویم نظری هم به ما کن آقا!

می‌نشینم روبروی ایوان طلایت. دست‌هایم را بالا می‌آورم به نیت خواستن و طلب‌کردن از تو.

اشک امانم نمی‌دهد، حتی نمی‌توانم حرف بزنم؛ آن‌قدرکه این بغض سنگین است.

گریه می‌کنم و ضجه می‌زنم؛ آن‌قدر که آن احساس خفگی از گلویم دور می‌شود.

سبک می‌شوم.

شب از نیمه گذشته است و من هنوز نشسته‌ام بر روبروی ایوانت و دارم با تو حرف می‌زنم؛ با تو که صبورترین و بزرگ‌ترین پناه غصه‌های همه ما هستی.


متن: مریم زنگنه


منبع: photo.aqr.ir

کارگروه عفاف و حجاب
۱۶ شهریور ۹۳ ، ۰۰:۴۱ ۰ نظر