راد دُخت

کانون عفاف و حجاب

راد دُخت

کانون عفاف و حجاب

حجاب برای زنان از ضروریات دین اسلام است. واجب بودن حجاب از نظر قرآن، سیره و سنت پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) و نیز به حکم عقل و اجماع رأی فقها و علمای اسلام امری ثابت است. واژه حجاب7 بار در قرآن کریم آمده است و معنای کلمه در این هفت مورد چیزی است که از هر جهت مانع دیده شدن چیز دیگری شود. در قرآن، حدود 4 آیه به واجب بودن حجاب دلالت دارد اما در مورد حفظ عفت و پاسداری از حریم آن، بیش از 10 آیه در قرآن وجود دارد.
منبع(کتاب پرنیان - نوشته محمد رضاخانی - ناشر موسسه عماد)

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب

۲۴ مطلب با موضوع «حجاب نوشت» ثبت شده است

محمدعرب ایرانی مقیم امریکا که بر اثر معجزه قرآن در ایالات متحده امریکا خود را و معبود خود را بازیافته و سبک زندگی خود را قرآنی نموده بود به همراه همسرش شب قدر مهمان برنامه ماه عسل بودند. با توجه به مناسبت این روزها یعنی هفته حجاب و عفاف گفتگویی با خانم راحله بهارلو همسر محمد عرب ترتیب داده شد که خواندن آن خالی از لطف نیست.


کارگروه عفاف و حجاب
۲۳ تیر ۹۴ ، ۰۰:۰۱ ۰ نظر

اقسام ظاهر شدن بانوان در متن جامعه امروز:

۱.با بستن دستمال کوچکی بر سر برای رفع تکلیف و با نهایت آرایش

۲.با همان قیافه منتها کمی جمع و جورتر و آرایش کمتر

۳.با مانتوی بلند و حجاب کامل با آرایش غلیظ یا رقیق!

۴.چادری با حجاب نصف و نیمه و آرایش!!

۵.چادری با حجاب کامل و آرایش!!

6.چادری با حجاب کامل و بدون آرایش


زنان  جهنمی در کالبد و لباس زنان بهشتی:

با توجه به اینکه طی دهه اخیر با امور عجیب غریب زیادی سر و کله میزنیم خیلی از امور، که نه تنها از نظر شرع قبیح است، بلکه از نظر عرف هم امری انحطاط آور برای جامعه محسوب میشد، اینک افراد زیادی به آن عشق می ورزند. یکی از این امور آرایش است.

در اسلام برای آرایش زن مکان و زمان مشخص و تعیین شده ای وجود دارد. ولی با کمی دقت در کوچه و بازار و حتی در میان نزدیکترین افراد به ما، آرایش در محضر نامحرمان، یک امر کاملا عادی و جا افتاده شده است. تا جایی که، به جای اینکه همه دست در دست هم دهند تا این معضل اجتماعی را حل کنند بسیاری از افراد محجبه، خود، بدان گرفتار شده اند!

حرف ما در اینجا استثنائا به دو گروه اول بر نمی گردد چرا که آنها خواسته یا ناخواسته، با ظاهر خود، دم از عدم قبول حجاب و حفظ نصف و نیمه آن به دلایل گوناگون میزنند. اما روی صحبت ما با خانم هایی است که با کمال تعجب و تاسف در حین حفظ حجاب به آرایش می پردازند!! و وقتی از آنها می پرسیم علت آرایش شما در حین حفظ حجاب چیست دلایلی  می آورند که بوی نفس اماره میدهد، دلایلی چون، میخواهیم در جامعه پررنگ شویم، چون خانواده ما سنتی است و با برداشتن حجاب ما موافق نیست، چون هرکاری می کنیم غیرتمان اجازه نمی دهد چادر را بر داریم و از طرفی دوست داریم همه بفهمند ما هم زیبا هستیم و... .

آری می دانند، بسیاری ازخانم ها که نمی توانند با حجاب خداحافظی کنند سعی در برداشت شخصی از معنای آن داشته و با ترس از اینکه امل نامیده شوند این حرام الهی (آرایش در برابر نامحرمان) را بر خود حلال دانسته و در ضمن محجبه بودن (اعم از پوشاندن کل بدن، باستثناء وجه و کفین) سعی در نمایش خود و جلوه دادن چهره خویش در جامعه داشته و هیچ عذابی هم به وجدان خود راه نمی دهند.

radokht-23

بدون آنکه ذره ای فکر کنند که آیا حق دارند جلوه ی چادر را با آرایش از بین ببرند؟ آیا معنای عفاف و حیا تنها در پوشاندن موی سر خلاصه می شود؟ آیا مردم در مورد آنها همان فکری را می کنند که درباره ی هر فرد چادری بدون آرایش می کنند؟ آیا اصلا وجدان آنها این امر را قبول می کند که برای سلیقه شخصی خود قبح این حرام الهی را از بین ببرند؟ و باعث شوند نسل های آتی برداشت غلطی از این نهی الهی (یعنی عدم آرایش در مقابل نامحرم) پیدا کنند و حجاب معنایی غیر آنچه مد نظر اسلام است پیدا کند؟

باید گفت، هیچ امری از قبیل مد گرایی، ترویج فرهنگ های غلط، باور های شخصی و... نمیتواند باعث ملغی یا منسوخ شدن حکم خداوند، یا حلال شدن حرامی شود. و با هیچ ترفندی نمیتوان آیه ی ((ولا تبرجن تبرج الجاهلیت الاولی)) را به امری دیگر تفسیر کرد. چرا که این آیه بدون نیاز به تفسیر و مشخصا اعلام میدارد که آرایش کردن و خودنمایی امری است که انسانها را به زمان نادانی و جاهلیت و بی دینی می کشاند و می خواهد بگوید ای زنانی که خود را برای نامحرم می آرایید بدانید زنان امل زمان جاهلیت هیچ ارزشی برای خود قائل نبوده و در آن زمان تنها استفاده از زیبایی ظاهری و نگاه جنسیتی به زن لحاظ میشده است.

به جرأت میتوان گفت، این عمل آنها نه تنها دست کمی از بی حجابی ندارد بلکه گناهی بالاتر از این امر برای آنها مکتوب خواهد شد! چرا که نه تنها زیبایی خود را برای نامحرم جلوه گر می کنند، بلکه قبح آرایش در برابر نامحرم که امری مزمت شده نزد پروردگار است را از بین برده و باعث ترویج بیش از پیش آن خواهند شد.

مگر نه این است که بزرگترین گناه گناهی است که صاحبش آن را سبک بشمارد؟ پس این افراد بدانند که گناه، گناه است و باید از کوچک و بزرگ آن فراری بود، چرا که از کجا معلوم همین آرایش کم تو، خواهر، دل جوانی را بلرزاند و او را به ورطه نابودی بکشاند و تو، همان علت و جرقه ابتدایی آن نابودی باشی!

منبع:

bahejab.com

کارگروه عفاف و حجاب
۰۴ مرداد ۹۳ ، ۱۰:۲۶ ۰ نظر

شش ماه پس از ادای شهادتین، با اولین رمضان مواجه شدم. من پیش از آن هم به موضوع حجاب فکر کرده بودم اما تا قبل از آنکه به این مرحله وارد شوم، شروع به پوشیدن لباسهای موقر کرده بودم و معمولاً یک روسری که شانه هایم را می پوشاند، داشتم. وقتی با یک خواهر مسلمان آشنا شدم، او گفت: «تنها کاری که باید انجام دهی جابجا کردن این روسری از روی شانه هایت به روی سرت است، آنگاه دارای پوشش کامل اسلامی می شوی» در ابتدا فکر می کردم که آمادگی پوشیدن حجاب را ندارم زیرا احساس می کردم که به اندازه ی کافی با ایمان نیستم. دلایل حجاب را می دانستم، با آن موافق هم بودم و زنانی را که موفق به پوشیدن حجاب شده بودند، تحسین می کردم. آنها خیلی پارسا و نجیب به نظر می رسیدند. اما می دانستم که اگر حجاب داشته باشم، مردم دائماً از من سوالات زیادی خواهند کرد و من در خود آمادگی کافی برای مواجه شدن با آن سوالات را نمی دیدم.

raddokht-55

با فرارسیدن ماه رمضان همه چیز تغییر کرد، در اولین روز ماه رمضان، از خواب برخاستم و با حجاب در کلاس حاضر شدم. الحمدلله، از آن روز تا امروز هیچگاه حجابم را کنار نگذاشته ام. چیزی در ماه رمضان بود که سبب می شد تا از مسلمان بودنم احساس قدرت و غرور داشته باشم. حالا دیگر آمادگی پاسخ دادن به سوالات همه را داشتم.


به نقل از کتاب: 

دختران راهی دیگر-کارول اِل آنو ِی

کارگروه عفاف و حجاب
۱۰ تیر ۹۳ ، ۱۴:۱۶ ۱ نظر

raddokht-46

هر محجبه ای لزوما با حیا نیست، اما هر با حیایی لزوما با حجاب است!

جمله بالا با تغییر در چند کلمه شامل آقایون هم میشه!

منبع:
untitle.ir


کارگروه عفاف و حجاب
۰۱ تیر ۹۳ ، ۰۹:۵۳ ۱ نظر

از او تعریف های زیادی شنیده بودم. همه می گفتند دختر بسیار باهوش و درایتی است و از حجاب و ایمانش تعریف می کردند. شهیده مریم فرهانیان همیشه در تکاپو بود؛ اما از حجابش یک لحظه غافل نمی شد!

raddokht-51

خیلی مرتب و منظم بود. همیشه مقنعه و مانتویش را که می شست، طوری روی طناب می کشید که حتی یک چروک هم روی آن نماند. بعد هم که خشک می شد، زیر متکا و تشک پهن می کرد تا صاف صاف شود. در آن معرکه خاک و خون و آتش که آب و برق هم نداشتیم، این همه تقید به نظم و آراستگی، واقعا حیرت آور بود!

همیشه می گفت: «اگر ما مرتب و آراسته باشیم و رعایت کامل بهداشت را بکنیم، هم در سلامتی و هم در روحیه مجروحان اثر مثبت دارد.»

همیشه لباس هایش را منظم می کرد. در آن اوضاع واقعا تعجب می کردم، می گفتم: «در این شرایط دست بردار! چه حوصله ای داری؟! اما او می گفت: «باید با سر و ریخت شلخته برویم که یک وقت خدای ناکرده بگویند بچه مذهبی ها نامرتب هستند؟!»


منبع:

یادمان شهید زن، شماره 27، بهمن ماه 1386، ص 45 و 46 در قامت یک دوست، گفت و شنود شاهد یاران با فاطمه جوشی
کارگروه عفاف و حجاب
۰۳ خرداد ۹۳ ، ۱۵:۳۷ ۰ نظر