راد دُخت

کانون عفاف و حجاب

راد دُخت

کانون عفاف و حجاب

حجاب برای زنان از ضروریات دین اسلام است. واجب بودن حجاب از نظر قرآن، سیره و سنت پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) و نیز به حکم عقل و اجماع رأی فقها و علمای اسلام امری ثابت است. واژه حجاب7 بار در قرآن کریم آمده است و معنای کلمه در این هفت مورد چیزی است که از هر جهت مانع دیده شدن چیز دیگری شود. در قرآن، حدود 4 آیه به واجب بودن حجاب دلالت دارد اما در مورد حفظ عفت و پاسداری از حریم آن، بیش از 10 آیه در قرآن وجود دارد.
منبع(کتاب پرنیان - نوشته محمد رضاخانی - ناشر موسسه عماد)

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب

۵ مطلب در شهریور ۱۳۹۳ ثبت شده است

raddokht76

دریافت
حجم: 1.86 مگابایت

 

منبع:

fanous313.blog.ir

کارگروه عفاف و حجاب
۲۲ شهریور ۹۳ ، ۱۸:۳۰ ۰ نظر

raddokht75

حجم غصه‌ام از همه وجودم بزرگ‌تر بود. هرلحظه فکر می‌کردم چیزی نمانده است که از اندوه جمع‌شده در گلویم، خفه شوم. نمی‌دانستم چه‌کسی می‌تواند بنشیند و سر صبر به حرف‌هایم و به قصه پُرغصۀ زندگی‌ام گوش کند؟ حتی دلم هم نمی‌آمد غصه‌های تلنبارشده در دلم را برای نزدیک‌ترین کسانم بازگو کنم، چون حتم داشتم آن‌ها هم، این حجم اندوه را برنمی‌تابند.

سخت است که عزیزت، بخشی از قلبت در کنارت باشد و تو و تنها تو بدانی که او چند صباحی بیش، مهمان شما نیست و به‌زودی پر خواهد کشید. سخت است که تو حتی نتوانی این راز را با خودت در خفا بگویی و حداقل خودت را سبک کنی.

به دنبال پناهگاه می‌گشتم. پناهی که بی‌هیچ واهمه‌ای بتوانم ساعت‌ها با او حرف بزنم و گریه کنم تا بلکه اشک‌هایم کمی از غصه‌های روی دلم را بشوید.

خوشحالم از آن‌جایی که من زندگی می‌کنم تا رسیدن به دامان امن تو، چند دقیقه‌ای بیش‌تر فاصله نیست. فقط به مادرم می‌گویم اگر دیر آمدم نگران نباشید.

به‌سوی تو می‌آیم، یاضامن آهو!

می‌آیم تا شاید ضمانت کنی و از خداوند بخواهی نظری هم به ما بیفکند. خودم را به ایوان طلا که می‌رسانم هنوز حرف‌هایم را نزده‌ام، که سبک می‌شوم. صداهای زیادی را از دور و نزدیک می‌شنوم که گریه می‌کنند و هریک از آن‌ها، از تو آقا، از تو که پناه دل‌های شکسته‌ای، چیزی می‌خواهند. راستش خجالت می‌کشم در کنار این‌همه دل‌شکسته در جوارت اظهار وجود کنم و بگویم نظری هم به ما کن آقا!

می‌نشینم روبروی ایوان طلایت. دست‌هایم را بالا می‌آورم به نیت خواستن و طلب‌کردن از تو.

اشک امانم نمی‌دهد، حتی نمی‌توانم حرف بزنم؛ آن‌قدرکه این بغض سنگین است.

گریه می‌کنم و ضجه می‌زنم؛ آن‌قدر که آن احساس خفگی از گلویم دور می‌شود.

سبک می‌شوم.

شب از نیمه گذشته است و من هنوز نشسته‌ام بر روبروی ایوانت و دارم با تو حرف می‌زنم؛ با تو که صبورترین و بزرگ‌ترین پناه غصه‌های همه ما هستی.


متن: مریم زنگنه


منبع: photo.aqr.ir

کارگروه عفاف و حجاب
۱۶ شهریور ۹۳ ، ۰۰:۴۱ ۰ نظر

به پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) بشارت تولد دختری دادند. حضرت با نگاهی به چهره اصحاب دریافت که آنها از این خبر ناخرسندند، از این روی فرمود: شما را چه شده، گلی به من داده شده که او را ببویم و روزی‌اش بر عهده خداوند متعال است.(1)

یک بانوی مسلمان باید هفت خصوصیت داشته باشد تا شایسته این همه لطف رسول خدا صلی الله علیه و آله گردد. این خصوصیات به قرار زیرند:

 raddokht-73

1- با وقار و زیبا و در یک کلام "تماشایی"‌ است

دختران "شش سال" زودتر از پسرهای هم سنش به عقلانیت، خودکاری، خودباوری، خود انضباطی، خود مدیری و بلوغ می رسند. دختری که به این مراحل از رشد رسیده است، خود را گنج بی پایانی از مهر و محبت و "صفات" زیبا می بیند و نیازی به "خودنمایی"‌، "بدن نمایی"، ،"‌ریاکاری"‌ و رفتارهای مصنوعی" ندارد. بنابراین گفتار، رفتار و اخلاق او خردمندانه و شایسته و شخصیت او با وقار و زیبا و در یک کلام "تماشایی"‌ است.

او قدر و قیمت خود را می داند و مانند آن زنانی نیست که به گفته رسول خدا (صلی الله علیه و آله  در عین پوشیدگى برهنه اند (لباس هاى بدن نما و جوراب هاى نازک مى پوشند) هوسباز و دلفریب مى باشند، موهاى خود را طورى آرایش مى کنند که مانند کوهان شتر جلوه مى کند. اینان داخل بهشت نمى شوند و حتى بوى آن را استشمام نمى کنند، با این که بوى بهشت از راه بسیار دور شنیده مى شود.(2) جهانگردان فراوانی با تحمل هزینه های سنگین از کشورهای مختلف به عشق تماشای متانت "راه رفتن"‌ و ظرافت "چای ریختن" دختران ژاپنی همه ساله به ژاپن سفر و وقار آنها را تحسین می کنند.

 

2- توجه قلبی اش به "خدا"‌ است

یک هنرپیشه که شاید اعتقادی به حجاب هم نداشته باشد، وقتی در نقش مادران، همسران و دختران پیامبران و اولیای الهی صلوات الله علیهم(مثلا در نقش حضرت مریم سلام الله علیها) بازی می کند، با پوشش کامل و ساده و رفتار متین و موقرانه ظاهر می شود. در این حالت هر بیننده ای او را بسیار زیباتر و جالب تر می بیند، چرا که چهره ای روحانی و معصومانه دارد. این است که همه ی دختران و زنان در لباس احرام و با چادر نماز و بر سر سجاده، زیباتر و جالب ترند. اعتقاد به خدا و حیایی که در سیمای یک دختر ظاهر می شود، با هم ربط دارند.

 

3- عامل "رشد اجتماعی"‌ است

دختری که عاقلانه به زندگی نگاه می کند و به "هنر زن بودن"‌ رسیده است، متوجه است که کار اصلی او این نیست که خود به کاری در اجتماع روی آورد و "نان آور"‌ خانواده گردد، زیرا او به فرموده امام على علیه السلام چون گُلى است (ظریف و آسیب پذیر) نه قهرمان و کار فرما.(3) بلکه هنر اصلی او این است که با "هدایت نامحسوس"‌ و "روحیه ی شاد و سازنده"‌ خود مردی را که همسر اوست، به سوی کار سوق دهد. او توانایی پرورش فرزندانی را دارد که از "خودخواهی"‌، "خودسری"، "خجالتی بودن"‌، "بی مسئولیتی"‌ و "هرزگی"‌ دورند و آنان را به "رشد اجتماعی"‌ و "قدرت تعامل با مردم"‌ می رساند و به طور نامحسوس به "احساس مسئولیت و انجام وظیفه"‌ هدایت شان می کند. 

 

4- عامل "تشویق"‌ و "آرامش"‌ است

همه دختران جهان کانون مهر و عاطفه اند و بنابراین در زبان عربی "آنسه" نامیده می شوند. زیرا از همان خردسالی "نوازشگری"‌ را "بدون هیچ آموزشی"‌ نسبت به هر عروسک بی جان و بی تحرکی ابراز می کنند و با مهربانی با عروسک شان سخن می گویند.

دختری که رشد و رفتار طبیعی دارد، به جای "احساس نیاز کاذب به پشتوانه"‌ می تواند با شیرین زبانی، آراستگی  و متانت رفتاری خود پشتیبان دیگران باشد و به آنها "امید"‌ بدهد و برای "درس و کار و عبادت و زندگی"‌ انگیزه بخش باشد و در عین حال "آرامش"‌ ببخشد. 

 

5- توانایی دارد از شوهرش یک "مرد" بسازد

مانند مهندسی که از یک "ویرانه"‌، قصری زیبا و رفیع می سازد، هر دختری با هر رنگ و قد و اندامی اگر خودش را به درستی بشناسد و بخواهد، می تواند مظهر "صفات"‌ جمال الهی باشد و هنرمندانه و با تکیه بر نکات مثبت، از شوهرش که ممکن است فراموشکار، هوسباز، رفیق باز، متغیر، خشن، افسرده، خسیس و یا ولخرج باشد، مردی عاقل، بالغ، ذاکر، وظیفه شناس، مومن، امیدوار، متعهد، متعادل و مجاهد در یک کلام یک "مرد"‌ بسازد. بی جهت نیست که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: اَلمَرأَةُ الصّالِحَةُ أَحَدُ الکاسِبَینِ: زن شایسته یکى از دو عامل پیشرفت خانواده است.(4) 

 

6- به "زن بودن"‌ خود افتخار می کند

زن، موجودی فوق بهشتی و خورشیدی جذاب، گرم و نورانی است که خداوند او را معلم عاطفه، عشق، شور، نشاط، زندگی است و ماموریت آسمانی کردن انسان به او سپرده شده است. دختری که این کرامت و شأن و مقام والا و رسالت الهی خود را می فهمد، هرگز از زن بودن خود متنفر و بیزار نیست و از اسباب عیاشی شدن برای نامحرمان و نیز گفتار و رفتار مردانه پرهیز می کند. او استعدادهای زیبا، صدا و صورت زیبا و جذابش را بیهوده هدر نمی دهد و این همه توانایی را به هرز(در راه هرزگی) تلف نمی کند. او خود را "زنده به گور" نمی کند.

دختر زنده به گور کسی است از خود بیگانه که احساس حقارت می کند و پسر بودن را بهتر و قرین موفقیت می پندارد. به همین دلیل می کوشد مثل پسرها حرف بزند، بپوشد، بی قید و بند باشد، رفتاری تصنعی و هیجانی و سبک داشته باشد و هیچ حرمت و ارزشی برای خود قائل نشود. 

 

7- "حضور" در جامعه را به "ظهور" در جامعه ترجیح می دهد

در هر فیلمی، مهمترین نقش را کارگردان دارد و در هر تصویری حضور موثر او را می توان دید، اما در هر فیلمی این هنرپیشگان هستند که "ظهور"‌ دارند و اندیشه و نظر کارگردان را با صدا و رفتار و حالات خود ابراز و اظهار می کنند.

در مدیریت خانواده و جامعه و در همه ابعاد اقتصادی، اعتقادی، اجتماعی و سیاسی نیز دو نقش اصلی وجود دارد: حضور و ظهور. یک گروه حضوری موثر دارند و یک گروه هم ظهوری واسطه ای.

خداوند حکیم به زن موقعیت، صفات و استعدادهایی داده که می تواند در بیشترین ابعاد زندگی خانواده و جامعه و جهان، نقش کارگردان، یعنی حضوری موثر اما نامحسوس را داشته باشد.

زن انبیا، اولیاء و عقلا را مجذوب خود می کند و مردان را با سر انگشت هنرمندی خود به مسیر حق و خیر و کمال و یا باطل و شر و فساد می کشاند.

اگر دختر از کرامت و قداست خود به عنوان یک زن غافل بماند، گرفتار "بحران هویت"‌ می شود. در این صورت تبرج و ظهور و انگشت نما شدن در کوچه و خیابان برای او "ارزش"‌ می شود، مسحور زبان بازی جوانان هرزه می گردد، اسیر بی بند و بارترین افراد خواهد شد و برده ی جنایتکارترین صاحبان ثروت و قدرت و تزویر می شود. چنین دختری نارضایتی، ابتذال و متلاشی شدن از درون خود را با تداوم خودنمایی و هرزگی پنهان کند.

 

حرف آخر این که زن مسلمان پشتوانه و معمار شخصیت مرد است و مرد، معمار تاریخ.

 

پی نوشت ها:

1.  من لایحضره‌الفقیه، ج3، ص482، ح 4693.

2.لسان العرب ج11 ، ص637.

3.نهج البلاغه(صبحی صالح) ص 405، نامه 31.

4.مستدرک الوسایل و مستنبط المسایل ج14 ، ص171 ، ح16411.


منابع:

1.سخنان استاد جعفر غفرانی برگرفته از سایت به دخت، پایگاه تخصصی زنان و دختران

2.سایت شهید آوینی 

3.سایت تبیان
کارگروه عفاف و حجاب
۱۱ شهریور ۹۳ ، ۱۹:۱۲ ۰ نظر

نام‌گذاری هر روز به اسمی ‌یا اتفاقی باعث می‌شود که آن روز حال و هوای دیگری به خود بگیرد؛ روز معلم، روز خانواده، روز مادر و... اما چندسالی است که میلاد دردانه امام موسی‌بن‌جعفر(ع) که سال‌ها قبل از به دنیا آمدنشان امام صادق(ع) مژده آمدنشان را داده بودند، به نام روز «دختر» نامگذاری شده است.

 

هرچند که این روز به نام کریمه اهل بیت، حضرت معصومه «سلام الله علیها» نامگذاری شده، اما متأسفانه نسل جوان و مخصوصاً دختران ما، شناخت بسیار محدودی ‌از این بانوی گرانقدر دارند.

 

شاید کمتر به گوش جوانان و بخصوص دختران جوان خورده باشد که امام کاظم(ع) در مورد ایشان فرموده‌اند: "ابوها فداها" همان جمله‌ای که پیامبر گرامی ‌اسلام(ص) به حضرت زهرا«سلام الله علیها» فرمودند و شاید بسیاری از مردم نمی‌دانند که زیارت مزار پربرکت ایشان همان ثواب زیارت مزار پنهان حضرت زهرا«سلام الله علیها» را دارد و حرمشان درهای اجابتی دارد که هیچ‌کس بی جواب نمی‌ماند، باب کرامتی دارد که کسی بی‌نصیبت نمی‌ماند.

 raddokht-70

بانوی آب و آینه

حضرت معصومه«علیها السلام» در اول سال 173 هجری قمری در مدینه به دنیا آمدند. پدر بزرگوارشان امام موسی‌بن‌جعفر، امام هفتم ما شیعیان و مادرشان حضرت نجمه خاتون بودند که به علت پاکی و طهارت نفس به ایشان طاهره نیز می‌گفتند.

 

حضرت فاطمه معصومه از همان آغاز، در محیطی پرورش یافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضایل اخلاقی آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسایی و تقوا، راستگویی و بردباری، استقامت در برابر ناملایمات، بخشندگی و پاکدامنی و نیز یاد خدا، از صفات برجسته این خاندان پاک سیرت و نیکوسرشت به شمار می‌رفت. پدران این خاندان، همه برگزیدگان و پیشوایان هدایت، گوهرهای تابناک امامت و سکان داران کشتی انسانیت بودند.

 

بانوی کریمه؛ دریای فضیلت‌ها

حضرت فاطمه معصومه(س) مظهر فضایل و مقامات است. روایات معصومین(علیهم‌السلام) فضیلت‌ها و مقامات بلندی را به آن حضرت نسبت می‌دهد. امام صادق(ع) در این باره می‌فرمایند: آگاه باشید که برای خدا حرمی است و آن در مکه است؛ و برای پیامبر خدا حرمی است و آن در مدینه است. و برای امیرمؤمنان حرمی است و آن در کوفه است. بدانید که حرم من و فرزندانم بعد از من، در شهر قم است. آگاه باشید که قم، کوفه کوچک ماست، بدانید بهشت هشت دروازه دارد که سه تای آنها به سوی قم است. بانویی از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسی، در آن جا رحلت می‌کند که با شفاعت او، همه شیعیان ما وارد بهشت می‌شوند.

 

مهد دانش؛ بانوی کریمه

حضرت معصومه«علیها السلام» در خاندانی که سرچشمه علم و تقوا و فضایل اخلاقی بود، پرورش یافت. پس از آنکه پدر بزرگوار آن بانوی گرامی به شهادت رسید، امام رضا(ع) عهده‌دار امر تعلیم و تربیت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نیز برعهده گرفت. در اثر توجهات زیاد آن حضرت، هر یک از فرزندان امام کاظم(ع) به مقامی والا دست یافته و زبان‌زد همگان شدند.

 

ابن صباغ ملکی در این باره می‌گوید: "هر یک از فرزندان ابی‌الحسن موسی معروف به کاظم، فضیلتی مشهور دارد." بدون تردید بعد از حضرت رضا(ع) در میان فرزندان امام موسی کاظم(ع)، حضرت معصومه(س) از نظر علمی و اخلاقی، والامقام‌ترین آنان است. این حقیقت از اسامی، القاب، تعریف‌ها و توصیفاتی که ائمه‌اطهار(ع) از ایشان نموده‌اند، آشکار است.


حضرت معصومه؛ بانوی عالمه

نقل شده که روزی جمعی از شیعیان، به قصد دیدار موسی‌بن‌جعفر(ع) و پرسیدن پرسش‌هایی از ایشان، به مدینه منوره رفتند. چون امام کاظم(ع) در مسافرت بود، پرسش‌های خود را به حضرت معصومه(س) که در آن هنگام کودکی خردسال بیش نبود، تحویل دادند. فردای آن روز برای بار دیگر به منزل امام رفتند، ولی هنوز ایشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار پرسش‌های خود را بازخواستند تا در مسافرت بعدی به خدمت امام برسند. غافل از آن‌که حضرت معصومه(س) جواب پرسش‌ها را نگاشته است.

 

وقتی پاسخ‌ها را ملاحظه کردند، بسیار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاری فراوان، شهر مدینه را ترک گفتند. از قضای روزگار در بین راه با امام موسی‌بن‌جعفر (ع) مواجه شده، ماجرای خویش را بازگفتند. وقتی امام پاسخ پرسش‌ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش به فدایش ...

کارگروه عفاف و حجاب
۰۵ شهریور ۹۳ ، ۱۸:۰۵ ۰ نظر

«آتسوکو هوشینو» زن جوان ژاپنی است که به دلیل روحیه کنجکاو و پرسشگری‌ اش پس از واقعه ۱۱ سپتامبر وقتی رسانه‌ های مختلف نسبت به اسلام و مسلمانان می‌ تاختند، مانند بسیاری حس کنجکاویش در مورد حقیقت اسلام برانگیخته شد و بعد از تحقیق و مطالعات زیاد به دین اسلام گرایش پیدا کرد. او از طریق جستجو در اینترنت و سایت‌ های مختلف اسلامی قرآن را پیدا کرد؛ کتابی جامع و کامل که برایش جذابیت داشت برای همین ساعت‌ ها به‌ دور از نگاه دیگران پای اینترنت می‌نشست و مشغول خواندن قرآن می‌شد تا به مفاهیم آن بیشتر پی ببرد.

raddokht-52

کارگروه عفاف و حجاب
۰۲ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۳۵ ۰ نظر